الشيخ حسين المظاهري

339

كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى)

ميان آيد كه آدمى او را دوست دارد . از شواهد شرعى در حب‌ّالهى اين فرموده هاى خداوندى است كه : ( يحبّهم و يحبّونه . ) و ( الّذين آمنوا اشدّ حبّاً لله . ) 383 اين خود دليل اثبات حبّ الهى و اثبات تفاوت اين حب با حب انسانهاى ديگر است . پيامبر اكرم ( ص ) دوست داشتن خدا را در اخبار فراوانى ، از شرايط ايمان دانسته است . ابورزين عقيلى از پيامبر اكرم ( ص ) پرسيد : يا رسول الله ! ايمان چيست ؟ فرمود : " اينكه خدا و رسول او نزد شخص ، محبوبتر از چيزهاى ديگر باشد . " و در حديث ديگرى آمده است : " هيچ يك از شما ايمان نمى آورد تا آنكه خدا و رسولش را از هر چيز ديگر ، بيشتر دوست داشته باشد . " و در حديث ديگرى آمده است كه : " بنده ايمان نمى آورد تا آنكه من براى او از مال و خانواده و همه مردم ، محبوبتر باشم . " و در روايتى " حتى از خودش " آمده است . 384 3 . هر كه غير از خدا را دوست بدارد ، اين به سبب جهل ونارسايى او در شناخت خداست . دوست داشتن پيامبر نيز از آن روى پسنديده است كه عين حبّ الله است . چنين است ، دوست داشتن دانشمندان و پرهيزگاران ، زيرا محبوبِ محبوب ، محبوب است و رسول محبوب ، محبوب خواهد بود ودوستدار محبوب نيز محبوب است . اين همه به دوست داشتن اصل باز مى گردد و به ديگرى تسرّى نمى يابد . نزد ديده وران در حقيقت ، محبوبى در كار نيست مگر الله وجز او كسى سزاوار محبّت نيست . 385 4 . اين گونه محبّت ، نهايت درجهء عشق و غايت كمالِ متصوّر براى نوع انسانى و ستيغ مقامات واصلان و پايان مراتبِ كاملان است . هرمقامى پس از اين ، همچون انس ، رضا و توحيد ، ثمره اى از ثمرات آن به شمار مى آيد و هر مقامى پيش از آن ، همچون صبر و زهد و ديگر مقامات ، تنها مقدّمه اى از مقدّمات آن محسوب مى گردد . و اين عشق همان است كه عرفا و ارباب ذوق در ستايشش افراط كرده اند و در ثنايش ، گام در راه زياده روى نهاده اند . . . و تصريح كرده اند كه آن غايت ، اتّحاد و كمال 11 ط مطلق است و كمالى نيست مگر آن ، و سعادتى به دست نمى آيد مگر در پرتو آن . 386 5 .